خانه / اخبار و اطلاعیه ها / اخبار آموزش و پرورش / قصه پرغصه حقوق بازنشستگان فرهنگی

قصه پرغصه حقوق بازنشستگان فرهنگی

یادداشت ارسالی  همکار بازنشسته محترم، آقای خلیلی، در ادامه مطلب.

این بار قصه پر غصه انسان هایی را بیان می کنم، که از الماس گرانبهاتر، از اشک چشم زلاتر، از آئینه تمام نما قلب صافتر و از قطرات باران منزه ترند… .

آنها با گذشت و سخاوتشان برکویر تشنه انسانیت، با دلسوزی و مهربانی باروح بلندشان، به پهنای زمین و با وسعت اندیشه هایشان روح وکرامت انسانی را نوازش داده اند.

این گونه سخن می گویم انسان های با مرامی که روحشان به بلندای آسمانی آبی و با باران سخاوت خود سایه شوم جهل و ناتوانی را در شاخسار درخت دانش و در بهشت کوچک دانایی با صدای دلنواز لوحه ی الفبای صداقت و با مدادگچی برتخته سیاه ایثار وجوانمردی وکمک به همنوع ولطافت خداوندی را به روی کودکان این سر زمین با درس مهربانی آموختند و قلب بی آلایش آنان را به سمت پنجره نیکی ها گشودند.

همان کسانی که با ایثار خود، مشق سیاه ناتوانی را برای همیشه از چهره کودکان زدودند؛ آنها سفیران آزادی و منادیان دانایی در بهشت کوچکی به نام مدرسه هرروز با درخشش نور خود قلب وروح کودکان را تسخیر کردند و عمر گرانمایه خودرا در جهت توسعه وپیشرفت واعتلای فرهنگ جامعه صرف نمودند. این سرو قامتان تاریخ درعرصه تعلیم و تربیت مانند قطرات شمع سوختند اما هزاران شمع را برافروختند و جهانی را لباس فخر دانش پوشاندند و با نور حضورشان در کلاس های درس زمین جهل را پر از گلهای معطر دانایی نمودند.

زبان از وصف خوبیهای آنان قاصر و هزاران شعر و مدح در وصف شان اندک…

حالا در دیار تنهایی و در قصه پرغصه حقوق و معیشت در طوفان های سمهگین زندگی و در گرداب گل آلود باران های نامهربانی، غوطه ور و متحیر و نادم از خدمت صادقانه خود هستند.

مردمانی از یاد رفته و سوخته از آتش فقر و غفلت مسئولین با تصویب قوانین تبعیض آمیز که در هیچ کجای دنیا این وضعیت پذیرفته نیست و منصفانه و دور از عقل و منطق است.

دست خوش تغییرات تورم و گرانی و تغییرات ناگهانی قیمت ها و حقوق اندک و سختی معیشت ونگران ازآینده فرزندانشان، زانوی غم را در آغوش گرفته اند و عزلت گزی ده اند و نیمکت نشین بوستان ها شده اند و کارشان افسوس و مرور و حسرت ۳۰ سال خدمت صادقانه است.

به راستی چه کسی و کدام نهاد قانونی مسئول و پاسخگوی حرمت ومنزلت به تاراج رفته بازنشستگان فرهنگی است ؟بی تفاوتی و عدم احساس مسئولیت و بدعهدی ها و بی توجهی مدیران ارشد کشور مانع رسیدگی به این قشر فرهیخته و خدوم شده است و هرروز به بهانه های مختلف توپ کوتاهی خود را به زمین دیگری انداخته و فقر و تبعیض بیشتر را به سبب بی مسئولیتی خود به این قشر فهیم تحمیل می کنند و بعد در رسانه ملی شعار خدمت وآینده روشن را نوید می دهند.

این رفتار نسنجیده را نه منطق و نه حق و مصلحت می پذیرد. این رسم دانش آموختگان گذشته ومدیران ارشد کشور و ادای دین به استادان خود را نشان می دهد.

گاهی قلم ازاین همه بی انصافی واجحاف در حق بازنشستگان فرهنگی شرمنده و برخط مستقیم فقر به کندی حرکت می کند و با ناراحتی خونابه دلش را برکاغذ می پاشد.

درحالی که گره کور و قفل های زنگار بسته بازنشستگان فرهنگی با شاه کلید عدالت و برابری گشوده می شود .همسان سازی حقوق بازنشستگان فقط دریک جمله کوتاه معطل اصلاح قانون مدیریت خدمات کشوری است؟

سوال اینجاست به جای اصلاح قوانین و همسان سازی و یافتن راه حل های منطقی و رفع نگرانی بازنشستگان، صورت مسئله را پاک و قوانین نا عادلانه وتبعیض آمیز را یک سال دیگر تمدید می کنیم؟

چرا یک فرهنگی اداری که از مرخصی خود در زمان خدمتش به هر دلیلی استفاده نکرده است. از این حق قانونی در زمان بازنشستگی  بی بهره و مبلغ ریالی آن را دریافت نمی کند؟

بازنشستگی پایان راه نیست بلکه تولدی دیگر است که همه باید دیر یا زود آن را تجربه کنند. باازدواج فرزندان وگسترده شدن خانواده وعدم فعالیت فرد بازنشسته و احیانا بیماری هزینه ومخارجش به طبع افزایش می یابد، اما حقوق اندک که کفاف ده روز را هم نمی دهد با دنیایی از غم واندکی شادی را به او تحمیل و حقوق نجومی وبی حساب وکتاب را به خود اختصاص می دهند که کمتر کسی در شبکه های اجتماعی فیش های خیره کننده را مشاهده نکرده باشد.

بازنشستگان همچنان درانتظار افزایش حقوق خودو حکایت همسان سازی حقوق حقه آنان به یک سریال طولانی تبدیل شده و سال ها چشم براه و فراق این دوری همه را پیر کرده است اما ما مصمم با توان مضاعف پیگیر قضیه هستیم تاگام های عملی ومثبت مسئولین را در جهت کاهش فاصله طبقاتی مشاهده کنیم.

مدیران وام های ۵۰۰میلیونی میگیرند، ولی یک بازنشسته با دهها پیچ خم اداری و بارعایت نوبت وشرکت در قرعه کشی شاید بتواند از دو میلیون وام با بهره استفاده کند. در صورتی که یک جوان با حداکثر با پنج میلون با یک پوشه پراز مدارک وکاغذ بازی بابهره بالا موفق به اخذ پنج میلیون وام ازدواج شود؟

تفاوت را از زمین تا آسمان احساس و مشاهده کنید کو گوش شنوا و چشم بینا! بسیاری از کارگزاران چشمانشان را برروی حقایق بسته واز اجرای عدالت ناتوانند. بیکاری ورکود اقتصادی نتیجه عدم برنامه ریزی دقیق و بی برنامه گی حاصل می شود و فقر وتبعیض را بوجود می آورد. درشعار دادن رقیب نداریم امادر عمل کوتاهی داریم نمایش رژه ثروت ناعادلانه، جامعه راتهدید ودلسردی را افزایش و امید به زندگی را کاهش داده است.

گرچه کارهای مفیدی از سوی مدیران ارشد کشوردر این زمینه انجام شده است ولی کافی نیست؛ لذا لازم وضروری است بازنشستگان فرهنگی را دریابیم تا آنها هم زندگی آبرومندانه وبی دغدغه داشته باشند ود عای خیر همه آنها بدرقه راهمان در زندگی و پاداشی مفید در جهان آخرت باشد .

نویسنده : نصراله خلیلی فرهنگی بازنشسته ودرد آشنا از تهران

درباره ی admin

همچنین ببینید

chanal

کانال تلگرامی فرهنگیان

کارگروه پژوهش و فناوری ندای معلم- برای عضویت در کانال جامع فرهنگیان کشور به ادامه ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *